tätig
فعال، مشغول به کار، فعال در
Bedeutungen
1
مشغول به کار بودن، در حال انجام وظیفه یا فعالیت شغلی.
- Er ist als Arzt tätig.او به عنوان پزشک مشغول به کار است.
- Die Firma ist in mehreren Ländern tätig.این شرکت در چندین کشور فعال است.
- Sie war jahrelang als Lehrerin tätig.او سالها به عنوان معلم مشغول به کار بود.
2
فعال بودن، در حال انجام کاری یا مشارکت داشتن.
- Die Organisation ist im Umweltschutz tätig.این سازمان در زمینه حفاظت از محیط زیست فعال است.
- Er ist sehr tätig in der Gemeindearbeit.او در فعالیتهای اجتماعی بسیار فعال است.
- Die Polizei war heute im Stadtzentrum besonders tätig.پلیس امروز در مرکز شهر به طور ویژه فعال بود.
3
پویا، فعال (در مقابل غیرفعال یا راکد).
- Das Immunsystem muss ständig tätig sein.سیستم ایمنی باید دائماً فعال باشد.
- Die chemische Reaktion macht das Gas tätig.واکنش شیمیایی باعث فعال شدن گاز میشود.
- Er ist ein tätig Mitglied des Vereins.او یک عضو فعال انجمن است.