tätig

Aussprache: /ˈtɛːtɪç/
Worttrennung: tä·tig
صفت

فعال، مشغول به کار، فعال در

Bedeutungen

1

مشغول به کار بودن، در حال انجام وظیفه یا فعالیت شغلی.

  • Er ist als Arzt tätig.او به عنوان پزشک مشغول به کار است.
  • Die Firma ist in mehreren Ländern tätig.این شرکت در چندین کشور فعال است.
  • Sie war jahrelang als Lehrerin tätig.او سال‌ها به عنوان معلم مشغول به کار بود.
2

فعال بودن، در حال انجام کاری یا مشارکت داشتن.

  • Die Organisation ist im Umweltschutz tätig.این سازمان در زمینه حفاظت از محیط زیست فعال است.
  • Er ist sehr tätig in der Gemeindearbeit.او در فعالیت‌های اجتماعی بسیار فعال است.
  • Die Polizei war heute im Stadtzentrum besonders tätig.پلیس امروز در مرکز شهر به طور ویژه فعال بود.
3

پویا، فعال (در مقابل غیرفعال یا راکد).

  • Das Immunsystem muss ständig tätig sein.سیستم ایمنی باید دائماً فعال باشد.
  • Die chemische Reaktion macht das Gas tätig.واکنش شیمیایی باعث فعال شدن گاز می‌شود.
  • Er ist ein tätig Mitglied des Vereins.او یک عضو فعال انجمن است.