tätlich
فیزیکی، خشونتآمیز، با اعمال زور
Bedeutungen
1
مربوط به اعمال زور فیزیکی یا خشونت؛ شامل حمله فیزیکی.
- Die Polizei musste tätlich gegen die Demonstranten vorgehen.پلیس مجبور شد به صورت فیزیکی علیه تظاهرکنندگان اقدام کند.
- Es kam zu tätlichen Auseinandersetzungen zwischen den Fangruppen.درگیریهای خشونتآمیز بین گروههای هواداران رخ داد.
- Der Angeklagte wurde wegen tätlicher Beleidigung verurteilt.متهم به توهین فیزیکی محکوم شد.