tätowiert
خالکوبی شده
Bedeutungen
1
بدنی که با تزریق جوهر در لایههای عمیقتر پوست، طرح یا نقشی دائمی روی آن ایجاد شده است.
- Er hat einen großen, bunten Drachen auf dem Rücken tätowiert.او یک اژدهای بزرگ و رنگارنگ روی پشتش خالکوبی کرده است.
- Die tätowierte Frau trug ein ärmelloses Kleid, um ihre Kunstwerke zu zeigen.زن خالکوبی شده لباسی بدون آستین پوشیده بود تا آثار هنری خود را نشان دهد.
- Ihr Arm war mit verschiedenen Symbolen tätowiert.بازوی او با نمادهای مختلف خالکوبی شده بود.