täuschen
فریب دادن, اشتباه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas täuschen)
کسی را فریب دادن، گمراه کردن یا به اشتباه انداختن.
- Er hat mich mit seinen Worten getäuscht.او مرا با حرفهایش فریب داد.
- Lass dich nicht von der Werbung täuschen.اجازه نده تبلیغات تو را فریب دهد.
2
sich + in + Dativ
در مورد چیزی اشتباه کردن، تصور غلطی داشتن یا خود را فریب دادن.
- Ich habe mich in der Berechnung getäuscht.من در محاسبه اشتباه کردم.
- Sie täuschte sich in ihm und glaubte, er sei ehrlich.او در مورد او اشتباه میکرد و فکر میکرد او صادق است.