vortäuschen
وانمود کردن، تظاهر کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas vortäuschen)
چیزی را که واقعیت ندارد، وانمود کردن یا تظاهر به آن کردن (احساس، وضعیت، دانش)
- Er täuschte vor, die Prüfung bestanden zu haben.او وانمود کرد که در امتحان قبول شده است.
- Sie täuschte Schmerz vor, um Mitleid zu erregen.او برای جلب ترحم، درد را وانمود کرد.