tödlich
مرگبار، کشنده
Bedeutungen
1
قادر به ایجاد مرگ؛ کشنده.
- Ein Gift kann tödlich sein, wenn es in großen Mengen eingenommen wird.سم میتواند در صورت مصرف زیاد، کشنده باشد.
- Der Unfall war tödlich für den Fahrer.این تصادف برای راننده مرگبار بود.
- Die Krankheit hat eine hohe, tödliche Rate.این بیماری نرخ مرگ و میر بالایی دارد.
2
به طور اغراقآمیز یا طنزآمیز برای توصیف چیزی بسیار ناخوشایند، خستهکننده یا خطرناک.
- Die Wartezeit war tödlich lang.زمان انتظار به طرز خستهکنندهای طولانی بود.
- Er fand die Vorlesung tödlich langweilig.او سخنرانی را به طرز مرگباری خستهکننده یافت.
- Das ist eine tödliche Kombination von Fehlern.این ترکیبی مرگبار از اشتباهات است.