tödlich

Aussprache: /ˈtøːtlɪç/
Worttrennung: töd·lich
صفت

مرگبار، کشنده

Bedeutungen

1

قادر به ایجاد مرگ؛ کشنده.

  • Ein Gift kann tödlich sein, wenn es in großen Mengen eingenommen wird.سم می‌تواند در صورت مصرف زیاد، کشنده باشد.
  • Der Unfall war tödlich für den Fahrer.این تصادف برای راننده مرگبار بود.
  • Die Krankheit hat eine hohe, tödliche Rate.این بیماری نرخ مرگ و میر بالایی دارد.
2

به طور اغراق‌آمیز یا طنزآمیز برای توصیف چیزی بسیار ناخوشایند، خسته‌کننده یا خطرناک.

  • Die Wartezeit war tödlich lang.زمان انتظار به طرز خسته‌کننده‌ای طولانی بود.
  • Er fand die Vorlesung tödlich langweilig.او سخنرانی را به طرز مرگباری خسته‌کننده یافت.
  • Das ist eine tödliche Kombination von Fehlern.این ترکیبی مرگبار از اشتباهات است.