tödten

Aussprache: /ˈtøːtən/
Worttrennung: töd·ten
Wort

کشتن، به قتل رساندن (شکل قدیمی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

جان کسی یا چیزی را گرفتن، باعث مرگ شدن (معنای فیزیکی).

  • Der Jäger tötete das Wildtier.شکارچی حیوان وحشی را کشت.
  • Ein Virus kann Zellen töten.یک ویروس می‌تواند سلول‌ها را از بین ببرد.
2 Akkusativ

به صورت مجازی، چیزی را از بین بردن یا نابود کردن (مثلاً زمان، امید).

  • Er tötete die Zeit mit Lesen.او با مطالعه وقت گذراند (وقت را کشت).
  • Diese Nachricht tötete jede Hoffnung.این خبر هر امیدی را از بین برد.