tödten
کشتن، به قتل رساندن (شکل قدیمی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
جان کسی یا چیزی را گرفتن، باعث مرگ شدن (معنای فیزیکی).
- Der Jäger tötete das Wildtier.شکارچی حیوان وحشی را کشت.
- Ein Virus kann Zellen töten.یک ویروس میتواند سلولها را از بین ببرد.
2
Akkusativ
به صورت مجازی، چیزی را از بین بردن یا نابود کردن (مثلاً زمان، امید).
- Er tötete die Zeit mit Lesen.او با مطالعه وقت گذراند (وقت را کشت).
- Diese Nachricht tötete jede Hoffnung.این خبر هر امیدی را از بین برد.