der Tölpel

Aussprache: /ˈtœlpl̩/
Worttrennung: Töl·pel
اسم

۱. مرغ بوقلمون دریایی (پرنده) ۲. آدم دست‌وپا چلفتی و احمق

Bedeutungen

1

نوعی پرنده دریایی از خانواده آلوها، که اغلب در مناطق سردسیر یافت می‌شود.

  • Der Tölpel tauchte tief ins Wasser, um Fische zu fangen.مرغ بوقلمون دریایی برای گرفتن ماهی به عمق آب شیرجه رفت.
  • Wir beobachteten einen Tölpel, der elegant über dem Meer flog.ما یک مرغ بوقلمون دریایی را تماشا کردیم که با شکوه بر فراز دریا پرواز می‌کرد.
  • Der Tölpel ist bekannt für seine Jagdtechnik.مرغ بوقلمون دریایی به خاطر تکنیک شکارش شناخته شده است.
2

شخصی که کند، بی‌دست و پا، ناشی یا احمق است.

  • Er ist ein ziemlicher Tölpel und macht ständig Fehler.او آدم دست‌وپا چلفتی‌ای است و مدام اشتباه می‌کند.
  • Sei kein Tölpel und lass das Werkzeug fallen!احمق نباش و ابزار را نینداز!
  • Der Tölpel hat die Tür zugeschlagen, obwohl noch jemand draußen stand.آن آدم دست‌وپا چلفتی در را کوبید و بست، با اینکه هنوز کسی بیرون ایستاده بود.