tölpeln
دست و پا چلفتی رفتار کردن، ناشیانه عمل کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
دست و پا چلفتی رفتار کردن، ناشیانه و بیدقت عمل کردن، لِق زدن.
- Er tölpelte durch die Küche und ließ alles fallen.او ناشیانه در آشپزخانه رفت و آمد میکرد و همه چیز را میانداخت.
- Sei nicht so ein Tölpel, pass auf, was du tust!اینقدر دست و پا چلفتی نباش، مراقب کاری که میکنی باش!