tölpeln

Aussprache: /ˈtœlpl̩n/
Worttrennung: töl·peln
فعل

دست و پا چلفتی رفتار کردن، ناشیانه عمل کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

دست و پا چلفتی رفتار کردن، ناشیانه و بی‌دقت عمل کردن، لِق زدن.

  • Er tölpelte durch die Küche und ließ alles fallen.او ناشیانه در آشپزخانه رفت و آمد می‌کرد و همه چیز را می‌انداخت.
  • Sei nicht so ein Tölpel, pass auf, was du tust!اینقدر دست و پا چلفتی نباش، مراقب کاری که می‌کنی باش!