antörnen
برانگیختن، تحریک کردن، به وجد آوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas antörnen)
کسی را هیجانزده کردن، تحریک کردن، یا علاقهمند کردن (گاهی به معنای جنسی، عامیانه).
- Die neue Musik hat mich total angetörnt.موسیقی جدید کاملاً مرا هیجانزده کرد.
- Er versuchte, sie mit seinen Geschichten anzutörnen.او سعی کرد با داستانهایش او را تحریک کند.