tüchtig

Aussprache: /ˈtʏçtɪç/
Worttrennung: tüch·tig
صفت

لایق، کاردان، شایسته، اساسی، شدید، زیاد

Bedeutungen

1

ماهر، شایسته و باکفایت در انجام وظایف یا کار؛ کاردان.

  • Er ist ein tüchtiger Handwerker, der gute Arbeit leistet.او یک صنعتگر لایق است که کار خوبی انجام می‌دهد.
  • Sie hat sich als tüchtige Mitarbeiterin erwiesen.او خود را به عنوان یک کارمند شایسته ثابت کرده است.
  • Ein tüchtiger Koch kann aus einfachen Zutaten ein Festmahl zaubern.یک آشپز کاردان می‌تواند از مواد اولیه ساده غذایی شاهانه تهیه کند.
2

به میزان زیاد، شدید یا قابل توجه؛ اساسی.

  • Das Auto hat einen tüchtigen Schaden erlitten.ماشین خسارت قابل توجهی دیده است.
  • Nach der langen Wanderung hatten wir tüchtigen Hunger.بعد از پیاده‌روی طولانی، گرسنگی شدیدی داشتیم.
  • Er hat tüchtig Geld gespart.او مقدار زیادی پول پس‌انداز کرده است.