tüchtig
لایق، کاردان، شایسته، اساسی، شدید، زیاد
Bedeutungen
1
ماهر، شایسته و باکفایت در انجام وظایف یا کار؛ کاردان.
- Er ist ein tüchtiger Handwerker, der gute Arbeit leistet.او یک صنعتگر لایق است که کار خوبی انجام میدهد.
- Sie hat sich als tüchtige Mitarbeiterin erwiesen.او خود را به عنوان یک کارمند شایسته ثابت کرده است.
- Ein tüchtiger Koch kann aus einfachen Zutaten ein Festmahl zaubern.یک آشپز کاردان میتواند از مواد اولیه ساده غذایی شاهانه تهیه کند.
2
به میزان زیاد، شدید یا قابل توجه؛ اساسی.
- Das Auto hat einen tüchtigen Schaden erlitten.ماشین خسارت قابل توجهی دیده است.
- Nach der langen Wanderung hatten wir tüchtigen Hunger.بعد از پیادهروی طولانی، گرسنگی شدیدی داشتیم.
- Er hat tüchtig Geld gespart.او مقدار زیادی پول پسانداز کرده است.