tückisch

Aussprache: /ˈtʏkɪʃ/
Worttrennung: tü·ckisch
صفت

حیله‌گرانه، موذیانه، فریبنده

Bedeutungen

1

خطرناک به شیوه‌ای پنهان یا غیرمنتظره؛ فریبنده و موذیانه.

  • Das Wetter kann hier sehr tückisch sein, besonders im Winter.هوا در اینجا، به خصوص در زمستان، می‌تواند بسیار فریبنده باشد.
  • Er hat eine tückische Krankheit, die schwer zu erkennen ist.او یک بیماری موذیانه دارد که تشخیص آن دشوار است.
  • Die tückische Strömung zog ihn unter Wasser.جریان فریبنده او را به زیر آب کشید.
2

حیله‌گر، فریبکار یا بدخواه در رفتار یا نیت.

  • Sei vorsichtig mit ihm, er ist ein tückischer Mensch.مراقب او باش، او فردی حیله‌گر است.
  • Ihre tückische Bemerkung traf ihn tief.اظهار نظر موذیانه او او را عمیقاً آزرده کرد.
  • Der tückische Plan wurde schließlich aufgedeckt.نقشه فریبنده سرانجام فاش شد.