tüdelig
گیج و منگ (به ویژه در سالمندان)، حواسپرت، خرف
Bedeutungen
1
گیج، سردرگم و حواسپرت، اغلب به دلیل افزایش سن یا خستگی شدید. این اصطلاح بیشتر در شمال آلمان رایج است.
- Mein Opa ist manchmal etwas tüdelig und vergisst Dinge.پدربزرگم گاهی اوقات کمی گیج است و چیزها را فراموش میکند.
- Nach der langen Reise war sie ganz tüdelig und wusste nicht, wo sie war.بعد از سفر طولانی، او کاملاً گیج و منگ بود و نمیدانست کجاست.
- Er wurde immer tüdeliger und brauchte mehr Hilfe im Alltag.او بیشتر و بیشتر حواسپرت میشد و در زندگی روزمره به کمک بیشتری نیاز داشت.