auftürmen
روی هم چیدن، تلنبار کردن؛ انباشته شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas auftürmen)
چیزی را روی هم انباشتن، تلنبار کردن (متعدی).
- Die Arbeiter türmten die Kisten zu einem hohen Stapel auf.کارگران جعبهها را روی هم تلنبار کردند تا یک پشته بلند بسازند.
- Er hat seine Bücher auf dem Schreibtisch aufgetürmt.او کتابهایش را روی میز تحریرش تلنبار کرده بود.
2
sich (Akkusativ) (sich auftürmen)
روی هم انباشته شدن، تلنبار شدن (برای اشیاء)؛ (مجازی) بالا گرفتن، اوج گرفتن (برای مشکلات، ابرها).
- Der Müll türmte sich vor dem Haus auf.زبالهها جلوی خانه تلنبار شده بودند.
- Die Probleme türmten sich für ihn auf.مشکلات برای او اوج گرفتند.