auftürmen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌtʏrmən/
Worttrennung: auf·tür·men
فعل

روی هم چیدن، تلنبار کردن؛ انباشته شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas auftürmen)

چیزی را روی هم انباشتن، تلنبار کردن (متعدی).

  • Die Arbeiter türmten die Kisten zu einem hohen Stapel auf.کارگران جعبه‌ها را روی هم تلنبار کردند تا یک پشته بلند بسازند.
  • Er hat seine Bücher auf dem Schreibtisch aufgetürmt.او کتاب‌هایش را روی میز تحریرش تلنبار کرده بود.
2 sich (Akkusativ) (sich auftürmen)

روی هم انباشته شدن، تلنبار شدن (برای اشیاء)؛ (مجازی) بالا گرفتن، اوج گرفتن (برای مشکلات، ابرها).

  • Der Müll türmte sich vor dem Haus auf.زباله‌ها جلوی خانه تلنبار شده بودند.
  • Die Probleme türmten sich für ihn auf.مشکلات برای او اوج گرفتند.