hochtürmen
برج کردن / روی هم تلنبار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hochtürmen)
چیزی را به صورت توده یا برج بلند روی هم انباشتن (متعدی).
- Die Kinder türmten die Sandburgen hoch.بچهها قلعههای شنی را بلند ساختند.
- Er türmte die Kisten hoch im Lagerhaus.او جعبهها را در انبار بلند روی هم تلنبار کرد.
2
sich + ist hochgetürmt
به صورت توده یا برج بلند روی هم انباشته شدن، سر به فلک کشیدن (لازم، انعکاسی).
- Der Müll türmte sich hoch vor dem Gebäude.زبالهها جلوی ساختمان به صورت توده بلندی انباشته شده بودند.
- Die Wolken türmten sich hoch am Horizont.ابرها در افق به صورت تودههای بلند انباشته شده بودند.