eintüten
در پاکت گذاشتن، بستهبندی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + eintüten)
(عامیانه) چیزی را در کیسه گذاشتن یا بستهبندی کردن.
- Kannst du bitte die Einkäufe in die Tüte eintüten?میتوانی لطفاً خریدها را در کیسه بگذاری؟
- Der Verkäufer tüte die Ware sorgfältig ein.فروشنده کالا را با دقت بستهبندی کرد.
2
Akkusativ (etwas + eintüten)
(مجازی، عامیانه) چیزی را نهایی کردن، به سرانجام رساندن (مانند یک معامله یا پروژه).
- Wir hoffen, den Vertrag bis Ende der Woche einzutüten.ما امیدواریم قرارداد را تا پایان هفته نهایی کنیم.
- Nach langen Verhandlungen konnten sie den Deal endlich eintüten.آنها پس از مذاکرات طولانی سرانجام توانستند معامله را به سرانجام برسانند.