eintüten

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌtyːtn̩/
Worttrennung: ein·tü·ten
فعل

در پاکت گذاشتن، بسته‌بندی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas + eintüten)

(عامیانه) چیزی را در کیسه گذاشتن یا بسته‌بندی کردن.

  • Kannst du bitte die Einkäufe in die Tüte eintüten?می‌توانی لطفاً خریدها را در کیسه بگذاری؟
  • Der Verkäufer tüte die Ware sorgfältig ein.فروشنده کالا را با دقت بسته‌بندی کرد.
2 Akkusativ (etwas + eintüten)

(مجازی، عامیانه) چیزی را نهایی کردن، به سرانجام رساندن (مانند یک معامله یا پروژه).

  • Wir hoffen, den Vertrag bis Ende der Woche einzutüten.ما امیدواریم قرارداد را تا پایان هفته نهایی کنیم.
  • Nach langen Verhandlungen konnten sie den Deal endlich eintüten.آنها پس از مذاکرات طولانی سرانجام توانستند معامله را به سرانجام برسانند.