Partizip I
منگنه زن، در حال منگنه کردن
معانی و تعاریف tackernd:
- عملی که در آن دو یا چند ماده با استفاده از منگنه یا میخهای کوچک به هم متصل میشوند؛ عمل صحافی با منگنه.
جملات نمونه برای tackernd:
Der Sekretär war damit beschäftigt, die Unterlagen für das Meeting tackernd zusammenzufügen.
منشی مشغول چسباندن مدارک جلسه با منگنه بود.
Mit einem lauten Geräusch tackerte die Maschine die Seiten des Berichts zusammen.
دستگاه با صدایی بلند صفحات گزارش را به هم منگنهکرد.