tackten Aussprache:/ˈtaktən/Wortzerlegung:tack·ten Konjugierte Form آنها منگنه کردند معانی و تعاریف tackten:تولید صدای تیک تاک، معمولاً توسط ساعت یا مکانیزمهای مشابه؛ همچنین به معنای ضربه زدن یا حرکت منظم و ریتمیک. جملات نمونه برای tackten:Die alte Standuhr tackte unaufhörlich die Sekunden.ساعت ایستاده قدیمی ثانیهها را بیوقفه تیک تاک میکرد.Das rhythmische Tackten des Metronoms half dem Musiker, im Takt zu bleiben.تیک تاک ریتمیک مترونوم به نوازنده کمک کرد تا در ریتم بماند.