صفت
سرخت، مقاوم، بااراده، زرنگ
جملات نمونه برای taff:
Sie ist eine ''taffe'' Person.
او یک شخص سرسخت و مقاوم است.
„Das kriegerische Israel hat die ''taffsten'' Frauen, aber auch die hemmungslosesten Grabscher.“
«اسرائیل جنگطلب سرسختترین زنان را دارد، اما همچنین بیمحاباترین مزاحمان را.»