tagaus, tagein
روز به روز، پی در پی
Bedeutungen
1
هر روز، بدون وقفه، به طور مداوم و تکراری.
- Er musste tagaus, tagein die gleiche monotone Arbeit machen.او مجبور بود روز به روز همان کار تکراری و یکنواخت را انجام دهد.
- Tagaus, tagein saß sie am Fenster und wartete.او روز به روز کنار پنجره مینشست و منتظر میماند.
- Die Soldaten waren tagaus, tagein im Einsatz.سربازان روز به روز در حال عملیات بودند.