talwärts

Aussprache: /ˈtaːlˌvɛʁt͡s/
Worttrennung: tal·wärts
قید

به سوی دره، به سمت پایین کوه

Bedeutungen

1

در جهت دره، به سمت پایین از یک بلندی (مانند کوه).

  • Nach dem Aufstieg gingen wir talwärts zurück ins Dorf.پس از صعود، به سمت دره به روستا برگشتیم.
  • Der Skifahrer fuhr schnell talwärts den Hang hinunter.اسکی‌باز به سرعت از شیب کوه به سمت دره پایین آمد.
  • Das Wasser floss talwärts in den Fluss.آب به سمت دره به رودخانه سرازیر شد.