mittanzen
همراهی کردن در رقص، همراهی کردن با موسیقی
Bedeutungen
1
intransitiv
در رقصیدن شرکت کردن، با دیگران رقصیدن یا به رقصیدن دیگران پیوستن
- Möchtest du bei der Party mittanzen?آیا دوست داری در مهمانی برقصی (با دیگران)؟
- Alle haben mitgetanzt, es war eine tolle Stimmung.همه با هم رقصیدند، فضای فوقالعادهای بود.