tapern
آهسته و دستوپا چلفتی راه رفتن، تلوتلو خوردن
Beispiele
- Das Licht geht aus, Franz ''tapert'' zurück.چراغ خاموش میشود، فرانتس تلوتلوخوران برمیگردد.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
آهسته و با احتیاط راه رفتن، قدم برداشتن (معمولاً با صدای آهسته و نامحسوس)
- Die Katze tapert leise durch die Wohnung.گربه بیصدا در آپارتمان راه میرود.
- Er tapert vorsichtig über den knarrenden Boden.او با احتیاط روی کفپوش جیرجیرکنان قدم برمیدارد.