umhertappen

Aussprache: /ʊmˈheːɐ̯ˌtapn̩/
Worttrennung: um·her·tap·pen
فعل

با گام‌های نامطمئن (در جستجو) این سو و آن سو رفتن، دست و پا چلفتی راه رفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

در تاریکی یا بدون دید کافی، کورمال کورمال راه رفتن یا حرکت کردن.

  • Im dunklen Flur tappte er umher, um den Lichtschalter zu finden.در راهروی تاریک، او کورمال کورمال راه می‌رفت تا کلید برق را پیدا کند.
  • Nach dem Stromausfall tappten die Leute im Haus umher.پس از قطع برق، مردم در خانه کورمال کورمال حرکت می‌کردند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

مجازی: در مورد چیزی نامطمئن بودن، سردرگم بودن، بدون هدف مشخص عمل کردن.

  • Er tappt seit Wochen umher und weiß nicht, was er studieren soll.او هفته‌هاست که سردرگم است و نمی‌داند چه رشته‌ای را باید بخواند.
  • Die Regierung tappt in der Wirtschaftspolitik umher.دولت در سیاست اقتصادی سردرگم عمل می‌کند.