Konjugierte Form
لمس کردن، جستجو کردن (با دست)
معانی و تعاریف tapsten:
- با دست به آرامی و با احتیاط لمس کردن یا جستجو کردن در یک سطح یا فضا، اغلب در تاریکی یا برای یافتن چیزی.
جملات نمونه برای tapsten:
Im Dunkeln tapste sie nach dem Lichtschalter, um das Zimmer zu erhellen.
او در تاریکی به دنبال کلید برق گشت تا اتاق را روشن کند.
Der Blinde tapste vorsichtig über die Tischplatte, um die Form des Objekts zu erkennen.
فرد نابینا با احتیاط روی سطح میز را لمس کرد تا شکل شیء را تشخیص دهد.