فعل
استتار کردن، پنهان کردن، تغییر قیافه دادن
معانی و تعاریف tarnen:
- چیزی را با استفاده از رنگ یا پوشش، پنهان کردن یا شبیه محیط اطراف ساختن (استتار کردن).
- خود را پنهان کردن، ظاهر خود را تغییر دادن برای ناشناس ماندن یا فریب دادن.
جملات نمونه برای tarnen:
Mit Verpackungen und Behältern lassen sich verbotene Handlungen vertuschen, Angriffe ''tarnen'' und illegale Objekte international verschieben.
با بستهبندیها و ظروف میتوان اعمال ممنوعه را پنهان کرد، حملات را استتار کرد و اشیاء غیرقانونی را در سطح بینالمللی جابجا کرد.
Um nicht von dem Feind erkannt zu werden, ''tarnten'' sie sich.
برای اینکه توسط دشمن شناسایی نشوند، خود را استتار کردند.
Der Geheimdienst ''tarnte'' den Spion als Journalist.
سرویس مخفی جاسوس را به عنوان روزنامهنگار پنهان کرد.