tarockieren
تاروک بازی کردن
Beispiele
- Meine Großeltern haben oft stundenlang ''tarockiert''.پدربزرگ و مادربزرگ من اغلب ساعتها "تاروک" بازی میکردند.
Bedeutungen
1
ohne Objekt
بازی کردن بازی ورق 'تاروک' که در اتریش و بخشهایی از اروپای مرکزی رایج است.
- Am Sonntag treffen wir uns zum Tarockieren.یکشنبه برای تاروک بازی کردن دور هم جمع میشویم.
- Er tarockiert seit seiner Jugend leidenschaftlich gern.او از جوانی با اشتیاق تاروک بازی میکند.