tassenförmig
فنجانی شکل، کاسهای
Bedeutungen
1
دارای شکلی شبیه به فنجان یا کاسه.
- Die Blüte der Pflanze war kelchförmig und tassenförmig.گل این گیاه جاممانند و فنجانی شکل بود.
- Er fand eine tassenförmige Vertiefung im Boden.او یک فرورفتگی فنجانی شکل در زمین پیدا کرد.
- Die Schale des Vogelnests war tassenförmig.لانه پرنده شکلی کاسهای داشت.