hineintun
داخل چیزی گذاشتن, قرار دادن, ریختن
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
شیء یا مادهای را داخل یک ظرف یا مکان قرار دادن یا ریختن
- Bitte tu die Wäsche in die Waschmaschine.لطفاً لباسها را داخل ماشین لباسشویی بگذار.
- Er tat das Geld in seine Tasche.او پول را در جیبش گذاشت.