schöntun
چاپلوسی کردن، خود را خوب جلوه دادن، دلربایی کردن
Bedeutungen
1
intransitiv / Dativ (jemandem + schöntun)
خودنمایی کردن، چاپلوسی یا خوشخدمتی کردن برای جلب توجه و نظر مثبت دیگران؛ وانمود کردن به خوب بودن یا مفید بودن.
- Er versucht immer, dem Chef schönzutun, um befördert zu werden.او همیشه سعی میکند برای رئیس چاپلوسی کند تا ترفیع بگیرد.
- Sie tut gern schön, wenn sie etwas möchte.او وقتی چیزی میخواهد، دوست دارد دلربایی کند.