tun

Aussprache: /tuːn/
Wortzerlegung: tun
فعل

انجام دادن، گذاشتن، رفتار کردن، آسیب رساندن

Bedeutungen

1 Akkusativ

انجام دادن، دست به کاری زدن، اقدامی ساختن (مترادف عمومی machen)

  • Was kann ich für Sie tun?چه کاری می‌توانم برای شما انجام دهم؟
  • Ich habe heute noch sehr viel zu tun.امروز هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن دارم.
2 Akkusativ + in/auf + Akkusativ

قرار دادن، گذاشتن، ریختن چیزی در مکانی (زبان عامیانه)

  • Tu bitte etwas Salz in die Suppe.لطفاً کمی نمک در سوپ بریز.
  • Wo hast du meine Schlüssel hingetan?کلیدهای مرا کجا گذاشتی؟
3 Adverb

عمل کردن، رفتار کردن (به شیوه‌ای خاص)

  • Du tust gut daran, vorsichtig zu sein.تو کار خوبی می‌کنی که محتاط باشی.
  • Er tut immer das Richtige.او همیشه کار درست را انجام می‌دهد.
4 so tun, als ob...

وانمود کردن، تظاهر ساختن به یک حالت

  • Er tut so, als ob er von nichts wüsste.او طوری وانمود می‌کند که انگار از چیزی خبر ندارد.
  • Tu nicht so, als wärst du unschuldig!جوری تظاهر نکن که انگار بی‌گناهی!
5 Dativ

آسیب زدن، درد آوردن، اذیت کردن کسی

  • Ich wollte dir nicht wehtun.نمی‌خواستم تو را برنجانم / به تو آسیب بزنم.
  • Mein Kopf tut mir schrecklich weh.سرم به شدت درد می‌کند.
6 Dativ (jemandem leid tun)

احساس تأسف یا دلسوزی ایجاد کردن (پشیمانی یا همدلی)

  • Es tut mir leid, dass ich zu spät komme.متأسفم که دیر آمدم.
  • Der arme Junge tut mir wirklich leid.دلم واقعاً برای آن پسر بیچاره می‌سوزد.
7 zur Sache tun

مربوط بودن، تفاوت ایجاد کردن، نقش داشتن در اصل موضوع

  • Das tut nichts zur Sache.این موضوع هیچ ربطی به اصل مسئله ندارد.
  • Deine Meinung tut hier wenig zur Sache.نظر تو در اینجا تأثیر چندانی در اصل موضوع ندارد.
8 Dativ (gut/wohl tun)

سود رساندن، مفید بودن، حال کسی را بهتر کردن

  • Ein Spaziergang wird dir guttun.پیاده‌روی حال تو را بهتر خواهد کرد.
  • Die Ruhe hat ihr sehr wohlgetan.استراحت بسیار برای او مفید بود.
9 intransitiv

عمل کردن، کار کردن (در مورد دستگاه‌ها و وسایل - زبان عامیانه)

  • Der Fernseher tut es wieder.تلویزیون دوباره کار می‌کند.
  • Mein altes Auto tut seinen Dienst noch ganz gut.ماشین قدیمی من هنوز کارش را به خوبی انجام می‌دهد.
10 tun + Infinitiv

استفاده به عنوان فعل کمکی در زبان گفتاری و عامیانه (Tun-Periphrase)

  • Die Kinder tun im Garten spielen.بچه‌ها دارند در حیاط بازی می‌کنند.
  • Schlafen tut er den ganzen Tag.تمام روز فقط کارش خوابیدن است.