abtun

Aussprache: /ˈapˌtuːn/
Worttrennung: ab·tun
فعل

درآوردن, کنار گذاشتن, بی‌اهمیت جلوه دادن, دست کم گرفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas abtun)

چیزی را از تن درآوردن یا برداشتن (مانند کلاه، لباس، کفش) - کمی قدیمی یا رسمی.

  • Er tat seinen Hut ab, als er das Haus betrat.او کلاهش را برداشت وقتی وارد خانه شد.
  • Sie tat den schweren Mantel ab.او پالتوی سنگینش را درآورد.
2 Akkusativ + als + Adjektiv

چیزی را بی‌اهمیت شمردن، نادیده گرفتن، یا به سادگی رد کردن.

  • Man kann diese Probleme nicht einfach als unwichtig abtun.نمی‌توان این مشکلات را به سادگی بی‌اهمیت تلقی کرد.
  • Er tat ihre Bedenken als übertrieben ab.او نگرانی‌های او را اغراق‌آمیز دانست و رد کرد.