tatkräftig

Aussprache: /ˈtaːtˌkʁɛftɪç/
Worttrennung: tat·kräf·tig
صفت

فعال، پرکار، با اراده، قاطع

Bedeutungen

1

کسی که با انرژی، قاطعیت و اراده قوی عمل می‌کند؛ فعال و کوشا.

  • Sie ist eine sehr tatkräftige Frau, die viele Projekte initiiert.او زنی بسیار فعال است که پروژه‌های زیادی را آغاز می‌کند.
  • Der neue Manager ging tatkräftig an die Sanierung des Unternehmens.مدیر جدید با قاطعیت به سمت احیای شرکت رفت.
  • Wir brauchen tatkräftige Unterstützung, um dieses Ziel zu erreichen.ما برای رسیدن به این هدف به حمایت فعالانه نیاز داریم.