tatter Aussprache:/ˈtatɐ/Wortzerlegung:tat·ter Konjugierte Form لرز (دستور) معانی و تعاریف tatter:صحبت کردن با لکنت، تردید یا مکثهای مکرر، اغلب به دلیل کهولت سن، بیماری، یا عدم اطمینان؛ من من کردن. جملات نمونه برای tatter:Der alte Mann tatterte seine Antwort, bevor er sie aussprach.پیرمرد قبل از اینکه جوابش را بدهد، با لکنت آن را بیان کرد.Er tatterte vor sich hin, unfähig, seine Gedanken klar zu formulieren.او در حالی که قادر به بیان واضح افکارش نبود، زیر لب من من میکرد.