tatterten
تکه تکه کردند، پاره کردند (شکل صرف شده فعل)
Bedeutungen
1
kein direktes Objekt
توصیف لرزش خفیف و نامنظم بدن یا اندامها، معمولاً ناشی از سرما، ضعف، یا ترس شدید.
- Vor Kälte tatterte er am ganzen Körper, während er auf den Bus wartete.از سرما تمام بدنش میلرزید در حالی که منتظر اتوبوس بود.
- Nach dem Schock tatterte sie unkontrolliert und konnte kaum sprechen.پس از شوک، او به طور غیرقابل کنترلی میلرزید و به سختی میتوانست صحبت کند.