taubeneigroß

Aussprache: /ˈtaʊ̯bn̩ˌaɪ̯ɡroːs/
Worttrennung: tau·be·n·ei·groß
صفت

به اندازه تخم کبوتر

Bedeutungen

1

اندازه‌ای که با اندازه تخم کبوتر مقایسه می‌شود، معمولاً برای توصیف اشیاء کوچک.

  • Die Perle war nur taubeneigroß, aber von außergewöhnlicher Schönheit.مروارید فقط به اندازه تخم کبوتر بود، اما از زیبایی خارق‌العاده‌ای برخوردار بود.
  • Er fand einen kleinen Stein, der ungefähr taubeneigroß war.او سنگی کوچک پیدا کرد که تقریباً به اندازه تخم کبوتر بود.
  • Die Frucht war klein, etwa taubeneigroß, und schmeckte süß.میوه کوچک بود، تقریباً به اندازه تخم کبوتر، و طعم شیرینی داشت.