wiederauftauchen
دوباره ظاهر شدن، مجدداً پیدا شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
بعد از مدتی غیبت یا پنهان بودن، دوباره ظاهر شدن یا پیدا شدن.
- Nach langer Zeit tauchte er plötzlich wieder auf.پس از مدت طولانی، او ناگهان دوباره ظاهر شد.
- Die vermisste Katze ist wieder aufgetaucht.گربه گمشده دوباره پیدا شد.