taugen

Aussprache: /ˈtaʊ̯ɡn̩/
Wortzerlegung: tau·gen
فعل

به درد خوردن، مناسب بودن

Beispiele

  • Er ''taugt'' nicht zu dieser Arbeit/für diese Arbeit bedeutet, man kann ihn nicht für diese Arbeit gebrauchen.او برای این کار مناسب نیست یعنی نمی‌توان از او برای این کار استفاده کرد.
  • Niemand ''taugt'' ohne Freude.هیچ‌کس بدون شادی به درد نمی‌خورد.
  • Harte Worte ''taugen'' hier nicht, sie bringen hier nichts.سخنان تند اینجا به کار نمی‌آیند، اینجا سودی ندارند.
  • Hast Du am Wochenende Zeit? - Ja. - Das ''taugt'' mir!آخر هفته وقت داری؟ - بله. - این عالیه! (به دلم نشست!)

Bedeutungen

1 zu + Dativ / für + Akkusativ

به درد خوردن، مناسب بودن (برای کاری یا هدفی)

  • Dieses Werkzeug taugt nichts mehr.این ابزار دیگر به هیچ دردی نمی‌خورد.
  • Er taugt nicht zum Lehrer.او به درد معلمی نمی‌خورد.
2 (ohne Objekt)

شایسته بودن، خوب بودن (از نظر اخلاقی یا شخصیتی)

  • Er taugt einfach nicht.او به سادگی به درد نمی‌خورد (آدم خوبی نیست).
  • Sie taugt zu Höherem.او شایسته کارهای بزرگ‌تری است.