taugen
به درد خوردن، مناسب بودن
Beispiele
- Er ''taugt'' nicht zu dieser Arbeit/für diese Arbeit bedeutet, man kann ihn nicht für diese Arbeit gebrauchen.او برای این کار مناسب نیست یعنی نمیتوان از او برای این کار استفاده کرد.
- Niemand ''taugt'' ohne Freude.هیچکس بدون شادی به درد نمیخورد.
- Harte Worte ''taugen'' hier nicht, sie bringen hier nichts.سخنان تند اینجا به کار نمیآیند، اینجا سودی ندارند.
- Hast Du am Wochenende Zeit? - Ja. - Das ''taugt'' mir!آخر هفته وقت داری؟ - بله. - این عالیه! (به دلم نشست!)
Bedeutungen
1
zu + Dativ / für + Akkusativ
به درد خوردن، مناسب بودن (برای کاری یا هدفی)
- Dieses Werkzeug taugt nichts mehr.این ابزار دیگر به هیچ دردی نمیخورد.
- Er taugt nicht zum Lehrer.او به درد معلمی نمیخورد.
2
(ohne Objekt)
شایسته بودن، خوب بودن (از نظر اخلاقی یا شخصیتی)
- Er taugt einfach nicht.او به سادگی به درد نمیخورد (آدم خوبی نیست).
- Sie taugt zu Höherem.او شایسته کارهای بزرگتری است.