heraustaumeln
با حالتی گیج و منگ بیرون آمدن، تلوتلوخوران خارج شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با حرکات نامتعادل و تلوتلوخوران از جایی خارج شدن، معمولاً به دلیل مستی، گیجی یا ضعف.
- Nach der langen Nacht taumelte er aus dem Club heraus.پس از شب طولانی، او با حالتی گیج از کلاب بیرون آمد.
- Der betrunkene Mann taumelte aus der Bar heraus und fiel fast hin.مرد مست با تلوتلو خوردن از بار بیرون آمد و تقریباً افتاد.