weitertaumeln
به تلوتلو خوردن ادامه دادن، به سختی پیش رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت فیزیکی، به تلوتلو خوردن یا لرزیدن ادامه دادن، معمولاً به دلیل ضعف، مستی یا ضربه.
- Nach dem Schlag taumelte er weiter und fiel fast hin.پس از ضربه، او به تلوتلو خوردن ادامه داد و تقریباً افتاد.
- Der Betrunkene taumelte weiter die Straße entlang.مرد مست به تلوتلو خوردن در طول خیابان ادامه داد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت مجازی، به سختی و با مشکلات زیاد به پیش رفتن یا ادامه یافتن (مثلاً یک پروژه، اقتصاد).
- Die Wirtschaft taumelt weiter, aber es gibt Anzeichen einer Erholung.اقتصاد به سختی به پیش میرود، اما نشانههایی از بهبود وجود دارد.
- Das Projekt taumelte nach der Finanzkrise weiter, konnte aber gerettet werden.پروژه پس از بحران مالی به سختی ادامه یافت، اما توانست نجات یابد.