eintauschen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌtaʊ̯ʃn̩/
Worttrennung: ein·tau·schen
فعل

تعویض کردن، مبادله کردن، عوض کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ + gegen + Akkusativ / für + Akkusativ

چیزی را با چیز دیگری مبادله کردن، معمولاً به این معنی که ارزش یکسان یا مشابهی دارند یا برای به دست آوردن چیز جدید، از چیز قبلی صرف نظر می‌شود.

  • Er hat sein altes Auto gegen ein neues Modell eingetauscht.او ماشین قدیمی‌اش را با یک مدل جدید عوض کرد.
  • Ich würde meine Freiheit niemals gegen Geld eintauschen.من هرگز آزادی‌ام را با پول معاوضه نمی‌کنم.
2 Akkusativ + gegen + Akkusativ

چیزی با ارزش را از دست دادن یا فدا کردن برای به دست آوردن چیز دیگری که ممکن است ارزش کمتری داشته باشد.

  • Viele Menschen tauschen ihre Gesundheit gegen beruflichen Erfolg ein.بسیاری از مردم سلامتی خود را فدای موفقیت شغلی می‌کنند.
  • Er hat seine Träume gegen ein sicheres Leben eingetauscht.او رویاهایش را با یک زندگی امن معاوضه کرد.