tausend Tode sterben
از ترس مردن، وحشت شدید داشتن
Bedeutungen
1
این اصطلاح برای بیان ترس و وحشت بسیار شدید یا اضطراب زیاد به کار میرود. منظور این است که فرد آنقدر ترسیده که انگار بارها مرده است.
- Als das Flugzeug so stark wackelte, starb ich tausend Tode.وقتی هواپیما اینقدر شدید تکان خورد، از ترس مردم.
- Ich musste tausend Tode sterben, bis die Prüfungsergebnisse endlich da waren.آنقدر مضطرب بودم تا اینکه نتایج امتحان بالاخره اعلام شد.
- Er hat sich beim Gedanken, allein im Dunkeln zu sein, tausend Tode gestorben.او با فکر تنها بودن در تاریکی، از ترس مرد.