taxieren
ارزیابی کردن، تخمین زدن، برانداز کردن
Beispiele
- Der Experte ''taxierte'' das Alter der Radierung.کارشناس سن حکاکی را تخمین زد.
- Das Eckgrundstück wurde auf eine Million € ''taxiert.قیمت زمین نبش خیابان یک میلیون یورو برآورد شد.
- Mit schnellem Blick ''taxierte'' sie die auf dem Tisch verstreuten Schriftstücke.او با نگاهی سریع اسناد پخش شده روی میز را برانداز کرد.
- Ihr Vater ''taxierte'' den jungen Mann kritisch von oben bis unten.پدرش مرد جوان را با نگاهی انتقادی از سر تا پا برانداز کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
تخمین زدن، ارزیابی کردن، قیمتگذاری کردن (ارزش چیزی).
- Der Gutachter taxierte den Wert des Hauses auf 300.000 Euro.کارشناس ارزش خانه را 300,000 یورو تخمین زد.
- Sie taxierte die Situation schnell und handelte entsprechend.او وضعیت را سریع ارزیابی کرد و بر اساس آن عمل کرد.
2
Akkusativ
با دقت نگاه کردن، زیر نظر گرفتن، برانداز کردن (معمولاً با نگاهی انتقادی یا ارزیابانه).
- Er taxierte den Fremden von Kopf bis Fuß.او غریبه را از سر تا پا برانداز کرد.
- Sie taxierte seine Reaktion mit einem kritischen Blick.او واکنش او را با نگاهی انتقادی زیر نظر گرفت.