einteilen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌtaɪ̯lən/
Worttrennung: ein·tei·len
فعل

تقسیم کردن، دسته‌بندی کردن؛ (زمان یا کار را) برنامه‌ریزی کردن، مدیریت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ + in + Akkusativ

تقسیم کردن، دسته‌بندی کردن (به گروه‌ها، دسته‌ها)

  • Wir teilen die Aufgaben in kleine Schritte ein.ما وظایف را به مراحل کوچک تقسیم می‌کنیم.
  • Der Lehrer teilte die Schüler in Gruppen ein.معلم دانش‌آموزان را به گروه‌ها تقسیم کرد.
2 Akkusativ

تخصیص دادن، توزیع کردن (زمان، منابع)

  • Man muss seine Zeit gut einteilen.باید زمان خود را به خوبی برنامه‌ریزی کرد.
  • Sie teilte die Arbeit gerecht ein.او کار را عادلانه تقسیم کرد.
3 Akkusativ

برنامه‌ریزی کردن، تنظیم کردن (قرار ملاقات، شیفت کاری)

  • Der Dienstplan teilt die Mitarbeiter für die Schichten ein.برنامه کاری کارکنان را برای شیفت‌ها تقسیم می‌کند.
  • Ich muss meine Termine besser einteilen.من باید قرارهایم را بهتر برنامه‌ریزی کنم.