teile und herrsche
تفرقه بینداز و حکومت کن
Bedeutungen
1
سیاست یا استراتژی که در آن یک قدرت حاکم، گروههای مختلف تحت سلطه خود را با ایجاد اختلاف و دشمنی بین آنها، ضعیف نگه میدارد تا از اتحاد آنها علیه خود جلوگیری کند.
- Die Kolonialmächte nutzten die Strategie 'teile und herrsche', um ihre Herrschaft zu sichern.قدرتهای استعماری برای تثبیت حکومت خود از استراتژی 'تفرقه بینداز و حکومت کن' استفاده کردند.
- In der Politik wird oft nach dem Prinzip 'teile und herrsche' agiert, um die Opposition zu spalten.در سیاست، اغلب بر اساس اصل 'تفرقه بینداز و حکومت کن' عمل میشود تا مخالفان شکافته شوند.
- Er versuchte, das Team durch das Prinzip 'teile und herrsche' zu kontrollieren, indem er Gerüchte verbreitete.او سعی کرد با پخش شایعات و با اصل 'تفرقه بینداز و حکومت کن' تیم را کنترل کند.