austeilen
تقسیم کردن، توزیع کردن، پخش کردن؛ (مجازا) ضربه زدن، ناسزا گفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ + an + Akkusativ / Dativ
توزیع کردن، پخش کردن، تقسیم کردن (چیزی بین افراد)
- Der Lehrer teilt die Hefte an die Schüler aus.معلم دفترها را بین دانشآموزان توزیع میکند.
- Bitte teile die Karten aus.لطفاً کارتها را پخش کن.
2
Akkusativ
(ضربهای) وارد کردن، (انتقادی) بیان کردن
- Der Boxer teilte einen kräftigen Schlag aus.بوکسور یک ضربه قوی وارد کرد.
- Er kann gut austeilen, aber schlecht einstecken.او خوب میتواند انتقاد کند/ضربه بزند، اما بد میتواند بپذیرد/تحمل کند.