teilhaben
شرکت کردن، سهیم بودن، بهرهمند شدن
Bedeutungen
1
an + Dativ
در فعالیت، سود، سهم یا تصمیمگیری با دیگران شریک بودن
- Alle Bürger sollten am gesellschaftlichen Leben teilhaben können.همه شهروندان باید بتوانند در زندگی اجتماعی سهم و مشارکت داشته باشند.
- Ich möchte an deiner Freude teilhaben.من میخواهم در شادی تو سهیم باشم.